ميزان علاقه به مطالعه ويادگيري دراولين سالهاي زندگي و حتي قبل از ورود به مدرسه به تناسب هوش ، استعداد و شرايط فردي و خانوادگي شکل مي گيرد . خواندن قصه وشعر ، کشيدن نقاشي وانجام هر نوع فعاليت هنري ، اجتماعي ورزش ومهارت هاي فردي در سنين پائين براي  کودکان يک نوع آموزش محسوب مي شود . خانواده در برنامه ريزي و ايجاد عللاقه به مطالعه در فرزندان نقش مهمي را ايفا مي کند و شناخت دقيق نسبت به فرزندان و شناسايي نيازهاي اساسي آنها مي توانند کمک موثري بر روند رشد ذهني وتحصيلي آنها داشته باشند.



 

                                        



 

امروزه بسياري از کودکان به دليل شرايط مناسب فرهنگي ، سطح برخورداري از آموزش هاي متناسب با سن و غيره ، تمايل زيادي به مطالعه ويادگيري دارند به گونه اي که عده اي از اين کودکان با توجه به بهره هوشي مناسب ، سريعتر از سايرين به مدرسه راه مي يابند.



 

اين گونه افراد باهوش تر به مدرسه و فعاليت هاي اجتماعي علاقه بيشتري نشان مي دهند . خانواده و جامعه بايد براي افزايش رشد هوشي و ذهني کودکان در اولين سال هاي زندگي تلاش کنند تا پايه هاي اوليه آموزش در آنها شکل بگيرد و ميزان علاقه کودکان به ياد گيري افزايش يابد .


 

ميزان علاقه مندي به مطالعه به سالهاي اوليه زندگي کودک و چگونگي برخوردهاي والدين مربوط مي شود و داشتن ذهن و جسمي سالم ، شرط مهم و اساسي در يادگيري است . هر فردي براي مطالعه بهتر و يادگيري اصولي تر بايد شرايط اوليه را مهيا کند .  دلهره ، ترس ، استرس و عصبانيت از جمله آسيب هايي است که ذهن فرد را در هنگام مطالعه مختل مي کند.


 

انجام هر کاري نياز به آمادگي دارد و آمادگي براي مطالعه و يادگيري نيازمند تمرکز حواس است و در واقع تمرکز حواس رکن اصلي مطالعه و يادگيري است .  لازمه موفقيت و رشد علمي هر فرد داشتن استعداد ، توانايي و تلاش است و خانواده ها هيچ گاه نبايد از فرزندان خود انتظارات و توقعات غير معقول داشته باشند . با اميدوار کردن ، توکل به خدا ، حمايت منطقي انگيزه تحصيل و برنامه ريزي درسي را در فرزندان تقويت کنيد.


 

با فرزندان خود طوري رفتار کنيد که هميشه تمام مسائل و مشکلاتشان را با شما در ميان بگذارند و سعي کنيد علاقه به مطالعه را از کودکي در آنها ايجاد کنيد . مطالعه اي منجر به يادگيري مي شود که با انگيزه شروع شده باشد و بايد کاري کرد که مطالعه و يادگيري براي فرزندان لذت بخش باشد.


 

مکان مطالعه بايد محيطي آرام و عاري از هر گونه عوامل برهم زننده تمرکز مانند پوستر ، عکس و غيره باشد . در اتاق مطالعه فقط وجود يک ميز و صندلي و ساعت کفايت مي کند. ميز مطالعه بايد از ميز کامپيوتر جدا باشد . زمان مطالعه هم خيلي اهميت دارد زيرا مطالعه يک امر ذهني است هر وقت که احساس کرديد آمادگي داريد شروع به مطالعه کنيد . به طور معمول صبح هها زمان مناسبي براي مطالعه است زيرا مغز به اندازه کافي استراحت کرده و براي يادگيري دروس تخصصي اين زمان مناسب است .


 

مدت مطالعه نيز از اهميت ويژه  اي برخوردار است . بهترين مدت مطالعه حدود 45 تا 60 دقيقه و سپس 15 دقيقه استراحت است ولي به طور کلي هر شخص متناسب با توانايي خود ، مي تواند مدت مطالعه را تعيين کند . مدت زمان مطالعه خود را بايد طوري تعيين کنيد که بتوانيد بيشترين ميزان تمرکز حواس و ياد گيري را بدون ايجاد خستگي داشته باشيد . براي يک مطالعه موفق و تنيجه بخش ، بهتر است دروس مشابه پشت سر هم خوانده نشود به طور مثال درس فلسفه و منطق  را هيچگاه پشت سر هم قرار ندهيد بلکه مابين آنها درسي مثل تفسير  يا ادبيات قرار دهيد زيرا مطالعه کردن دروس مشابه باعث تداخل در يادگيري و ايجاد خستگي ذهني مي شود.


 

براي مطالعه اثر بخش بايد اصولي را رعايت کنيد که يکي از اصل هاي اساسي در مطالعه ، استمرار است يعني بايد سعي کنيد مطالب را به صورت منظم ومستمر و براساس برنامه ريزي در طول سال تحصيل مطالعه کنيد . بهترين شيوه مطالعه اين است که دانشجويا طلبه بعد از باز گشت از دانشگاه ياحوزه  وساعتي استراحت به انجام مطالعه همان روز بپردازد تا يادگيري آنها بعد کلاس درس کامل شود .


 

داشتن نظم در مطالعه از اصول ديگر است يعني زمان مطالعه ، استراحت ، تفريح و .. طبق برنامه ريزي مشخص شود. در هنگام مطالعه بايد ياداشت برداري کنيد زيرا تحقيقات نشان مي دهد که 80 درصد مطالب يک روز پس از مطالعه از ذهن پاک مي شود و بهتر است براي کيفيت بخشي به مطالعه ، مطالب ياداشت شده را به طور مرتب مرور کنيد . اصل علاقه مندي نيز از اصول مهم و اساسي مطالعه است زيرا انگيزه و علاقه در انجام هر  کار ، فرد را به سوي موفقيت سوق مي دهد و کسي که با عشق و علاقه به مطالعه بپردازد انگيزه و علاقه او منجر به  يادگيري خواهد شد. با انجام مراحل صحيح مطالعه و به کارگيري آنها مطالعه موفقي خواهيد داشت و اين مراحل عبارتند از : پيش خواني ، سئوال کردن ، خواندن ، تفکرکردن ، حفظ کردن ومرور کردن                           


 

                            



 

 در مرحله پيش خواني بايد مطالب درس جديد راقبل از شروع کلاس درس ، پيش خواني کرد که در واقع اين کار باعث آمادگي نسبي مي شود و به هنگام تدريس مطالب را بهتر ياد مي گيريد .


 

سوال کردن ، استنباط کردن ، تجسم کردن ، علامت گذاري ، حاشيه نويسي ، ربط دادن موضوعات به هم و غيره در بالا بردن قدرت يادگيري به ما کمک مي کند .هر فردي با بهره برداري مناسب از حافظه خود مي تواند ميزان يادگيري را افزايش دهد زيرا ظرفيت يادگيري افراد هميشه ثابت نيست و تمرين وتکرار مطالب يه صورت روزانه باعث دوام يادگيري مي شود.


 

مهارت خواندن از مهم ترين اصول در يادگيري موفق است  و روش مطالعه صحيح مي تواند ضعف يا فراموشي را از بين ببرد و در واقع تقويت حافظه کوتاه مدت باعث دوام و بايگاني آموخته ها درحافظه بلند مدت مي شود.


 

ضعف در يادگيري علت هاي مختلفي دارد که دليل اول آن نداشتن هدف ونيزانگيزه  براي يادگيري است . نداشتن هدف و علاقه ، ميل به يادگيري را در شخص از بين مي برد .


 

نداشتن معلومات پايه اي نيز از دلايل ديگر ضعف يادگيري است  مثلا اکثر طلابي که در پايه هاي بالاي درسي ناموفق هستند بخاطر ضعف در ادبيات عرب است  و حتي اين علت ممکن است باعث نااميدي فرد و از بين رفتن انگيزه شود که خطر بزرگي است .


 

يکي از عوامل موثر در يادگيري حافظه است و يکي از راه هاي تقويت حافظه ، تقويت تمرکز يعني جمع آوري قواي حسي نسبت به موضوع مورد مطالعه که مي تواند سبب شود تا موضوعات و مطالب سريع تر و عميق تر در ذهن انسان جاي گيرد لذا فضاي مطالعه نبايد طوري باشد که موجب از بين رفتن تمرکز شود.


 

                                                                    به اميد موفقيت آينده سازان ايران اسلامي